!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ایناش. این ساراس. همین خانم محترم که با لباس رنگی پنگی نشسته دم کلاس نقاشی و حافظ میخونه. با این قیافه عحیب غریب که معلوم نیست از چی ناراحته. اصلا ناراحته؟ یا خجالت کشیده؟ یا داره زیرلبی میخنده؟ شایدم داره فکر میکنه الآن باید چه حالتی داشته باشه. ولی باور کنین اگه از خودش بپرسین چه مرگته نمیدونه.
نه بابا! نگا به این قیافه مظلومش نکنین. کارش همینه. میشینه اونجا با یه لبخند ملیح به ملت نگاه میکنه... فک میکنی داره میگه:‌ چه مردمان نیکویی! ولی بعد... خیلی شیک و مجلسی میاد اینجا پدرشونو در میاره. خلاصه که تا میشه خودتونو دور نگه دارین. رحم نمیکنه.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

:l

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۴۶ ب.ظ

حسابی عصبانی ام.

دو بار یه مطلبو ویرایش کردم و مثلا منتشر کردم.

ولی امان از این اینترنت مزخرف دم انتخابات که هی قطع و وصل میشه.

حالا دوباره همون نسخه خام مزخرفش مونده.


عصبانی ام!!!!!


ناخنم شکسته از بیییخ نمیتونم سه تار بزنم....باید حتما یه داستان بنویسم ولی هنوز یه کلمه هم ننوشتم.... غصه انتخاباتم که باید بخوریم... آخه یه آدم چقد طاقت داره؟ فقط میخوام رییسی رییس شه... دیگه من باید بذارم برم از این خونه وگرنه رسما دیوونه میشم.


پ.ن: چند وقته احساس خلاقیت می کنم. امروز چند تا نوشته قدیمیمو خوندم خوشم اومد! تابستان روشنی پیش روی خود می بینم... :)



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۹
سارا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی