!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ایناش. این ساراس. همین خانم محترم که با لباس کار رنگی نشسته دم کلاس نقاشی و حافظ میخونه. با این قیافه که معلوم نیست از چی ناراحته. اصلا ناراحته؟ یا خجالت کشیده؟ یا داره زیرلبی میخنده؟ شایدم داره فکر میکنه الآن باید چه حالتی داشته باشه. ولی باور کنین اگه از خودش بپرسین چه مرگته نمیدونه.
نه بابا! نگا به این قیافه مظلومش نکنین. کارش همینه. میشینه اونجا با یه لبخند ملیح به ملت نگاه میکنه... فک میکنی داره میگه:‌ چه مردمان نیکویی! ولی بعد... خیلی شیک و مجلسی میاد اینجا پدرشونو در میاره. خلاصه که تا میشه خودتونو دور نگه دارین. رحم نمیکنه.

- دوستان خوب! من هیچ جا تعهدی ندادم که مفید بنویسم. ما را به حال خود بگذارید و بگذرید. :)

-کانال تلگرام: sara_derhami@

- saraderhami@gmail.com


پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

اه اه اه اه اه اه اه

دوشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴ ب.ظ

عصبانی ام عصبانی ام عصباااانی.

عصبانی.

عــــصــــباااااانیییییی

امروز صبح مثل همه ی صبحهای هفته ی گذشته به خودم گفتم:‌ نقاشی این دختر امروز تموم میشه.

خب باید تموم میشد. فقط چند تا لکه سفید رو صورتش میخواست. ولی نمیدونم این دست کج من چرا اینطوریه ای خداااا. کل صورتش که به اون زیبایی زیررنگ زده بودم سفید شد. شده مث ماست. قرار بود دو لایه رنگ داشته باشه. زیر رنگ. و رورنگ! ولی الآن دارم شش هزارمین لایه رو کار میکنم و هی میذارم خشک میشه دوباره رنگ میذارم روش. چرا چرا چرا؟؟؟؟ مریضی؟؟؟؟ مریییییض؟؟؟؟

بعد در حالی که به شکل وحشتناکی گرمم بود... نمیدونم چرا تازگیا اینجوری شدم... رفتم کلاس موسیقی. اونجا استاد عزیزم همراهیم کرد و آهنگ خوب انتخاب کردیم و تمرین کردیم که برم انجمن ادبی بزنم. خدا رو شکر نفهمید که مضراب سی چهل هزار تومنیشو شکستم. مضرابه اینقد خوب بود که شکسته شم کار میکرد!

 بگو چی شد. چی شد؟؟؟ وقتی رفتم اونجا قرار بود بلافاصله بزنم که نشد. دستم سرد بود. بعد صندلی بی دسته هم نداشتن باید جلوی جلوی صندلی مینشستم که دستم به دسته نخوره. بعدم وقت نبود من بخوام دست گرک کنم...حالا این خانمه هم از اون ور تنبک اورده بود که باهام بزنه. خب هماهنگ کرده بود بنده خدا ولی من روم نشده بود بگم نیاره... بهش گفتم اگه میشه من تکی بزنم شما هم تکی هی گفت لطفی نداره و اینا آخرش راضی شد. ولی این وسطا یهو شروع میکرد به زدن و اعصاب منو خورد میکرد... حالا بگو چی شد... اون آهنگی که نیم ساعت قبل تمرین کرده بودمو زدم. اون آهنگی گوشی زده بودم نه از رو نت، اونم زدم... به آهنگ سومی که رسید،‌ یعنی رنگ مورد علاقه من پریچهر و پریزاد.... که فوووت آبم... و عاشقشم... و هر وقت ساز دستم میگیرم اونو میزنم.... اون یهو خراب شد. خب من تجربه خراب کردن داشتم معمولا به رو نمی آوردم. ولی اینجا جمع یه خورده خودمونی بود و اینا خندیدم و گفتم خراب شد!‌ بعد ادامه دادم...

میخواستم برای اون خانمی که تولدش بود تولدت مبارکم بزنم که یادم رفت. ولی خوب شد نزدم! میدونی برگشته چی میگه به من؟؟ خب من حالا یه جا موندم اشکالی نداره بقیشو که خوب زده بودم... (انقد بدم میاد از این آدمایی که درست وقتی اجرات تموم میشه و همه باید بگن آفرین یهو یه سوال بیربط میپرسن... از اون بیشتر از اونایی که بهشون جواب میدن... :((( )

بله. خلاصه که هیشکی تعریف نکرد،‌(غیر از اون مسئول جلسه که کلا از همممممه چی تعریف میکنه :/ ) و بعد که رفتم نشستم سر جام، خانم متولد محترم شروع کردن به نطق کردن که سارا جان، شما اگه میخوای کنکور موسیقی بدی،‌ باید بدونی که وقتی جایی خراب میکنی، نباید بگی خراب شد. این کار خیلی اشتباهه. منم همینطوری داشتم نگاش میکردم. لاااال شده بودم نمیتونستم بگم که بنده اصلا قرار نیست کنکور موسیقی بدم. :/ بعد هی توضیح داد که چون دختر منم میخواد کنوکر موسیقی بده و میره تهران استادش همیشه اینو بهش میگه و اینجا تو این جمع خیلی ها اصلا نفهمیدن که تو خراب کردی و تو باید.... واااای! مبدونم میدونم میدونم. کدوم احمقیه که اینو ندونه. خب اون لحظه یهو این اومد سر زبونم. تو اگه خیییلی دلسوز منی اینو به خودم بگو نه این که تو جمع برگردی بگی:‌ خب سارا جون شما خراب کردی. باید توجه داشته باشی که... از آدمایی که از هر موقعیتی برای اظهار فضل استفاده میکنن بدم میاد. بدم میاد. بدم میاد. 

چند ماهه من از کلاس موسیقی میرم انجمن و اینا هی میگن هفته بعد باید برامون بزنیاااا. منم آهنگی رو که مث موم تو دستم بود انتخاب کردم واسه آهنگ آخر که... واااای.

بدم میاد بدم میاد بدم میاد.

فردا صبح زود هم باید بریم سوار قطار شیم بریم تهران برای کنگره شعر جوان. وقتی برای تلف کردن نیست. میخواستم شب بیدار بمونم و صورت ماسیده این دخترو درست کنم ولی اصلا حوصله ندارم میخوام بخوابم. ورزشمم امروز انجام ندادم واای. اتاقمم باید مرتب کنم وچمدون هم ببندم.

اونجا هم گفتن سازتو بیار و بزن و چه تضمینی هست که من جلوی اییینا خراب کردم... جلوی اووونا که خیلی کله گنده ترن خراب نکنم؟‌ چرا قبول کردم واقعا چرا قبول کردم ساز ببرم هان؟‌ خب بگو نه. حریص! میخوای بگی بلدم ساز بزنم؟؟؟ باشه تو خیلی بدی. اعجوووووبه. تو برو شعرتو بخون دیگه ساز زدنت چیه ای خداااااا. 

همین.

از دخترایی که شیشصد لایه رنگ میمالن رو صورتشون و آخریش میماسه بدم میاد.

از آدمایی که از هر موقعیتی برای اظهار فضل استفاده میکنن بدم میاد.

از آدمایی که میتونن نه بگن، اما حیفشون میاد بدم میاد.

فقط از استاد موسیقیم خوشم میاد که انقد همراهیم کرد و آهنگ پیدا کردیم و فعلا نفهمیده مضرابشو شکستم و خیلی مهربون باهام برخورد کرد.

البته اونم اگه بفهمه حتی اگه صدتا مضراب براش بخرم تا صد سال میگه سارا تو مضراب منو شکستی. انقد رو وسیله هاش حساسه که وااای. حالا اصلا هیچ وقت سه تار نمیزنه که مضراب سه تار خواسته باشه همیشه تار میزنه. ولی کافیه آشغالی ترین مضرابش دست تو باشه و پنج دقیقه دیر کنی. پدرتو در میاره از زنگ و اس ام اس که چرا نیومدی دلم برای مضرابم تنگ شده و ... وای.

خب پس از اونم بدم میاد.

برم سراغ تلگرام ببینم اون آقای منتقد فیلم شاهکارمو برام فرستاده یا نه.

ای خدا. :((((


پ.ن: روشو نخوندم. 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۶/۱۲
  • ۱۶۸ نمایش
  • سارا

نظرات (۱۱)

چقدر اهل هنرین ...آفرین .....موجب غبطه خوردن میشه:)

راستش یه چیزی هست تو موسیقی که اگه خوندن با صدا باشه باید روز خوب موسیقاییت باشه ....ا
پاسخ:
غبطه؟ غبطه؟ من بدبخت الآن تو موقعیت غبطم؟ اگه الآن جای من بودی داشتی زمینو گاز میزدی.

آره واقعا اصلا تو فاز ساز زدن نبودم ولی اگه میگفتم میگفتن دیگه خیلی داری ناز میکنی :(
هنرهایی که شما دارین کمتر کسی همشو یه جا داره به خودتون افتخار کنید به جای گاز گرفتن زمین رو ابرا پرواز کنید :)

بازم موقعیتش پیش میاد روز خدا زیاده تو جاهای خیلی خوبتر خودی نشون میدین:)
پاسخ:
آاااه... نمیدونم.... 
  • ستاره اردانی زاده
  • سلام .. 
    اول از اینکه  خوب کاری میکنی خواهر  بخواب ! اونم سسیر و پُر!( یزدیم داره کم کم راه میوفته)
    تهران خوش بگذره ! جای منم خالی کن !
    کنگره شعر جوان ؟
    شاهکارت ؟
    انجمن  ادبی ؟
     مگه اصلا موسیقی کنکور داره ؟ چطوری باید  کنکور  موسیقی بدن ؟
    نمیگی  یکی با  قلب  فضول  اینجا نشسته منتظره بگی  این همه ... چیز ! چیه  ؟
    پاسخ:
    وااای فقط همینا رو دیدی؟ 
    عوض این که بیای منو دلداری بدی ای خداااا

    شاهکار نوازندگیم دیگه. دیوانه گذشته بود تو گروه گفتم برش دار مسخرشو در اوردی. 

    خخ قلب فضول :)))
  • ستاره اردانی زاده
  • یعنی تو  با  وجود  کلماتی مثل  قطار  کنگره شعر جوان  کنکو.ر موسیقی انجمن ادبی  نقاشی  و اینا  دلداری هم میخوای؟
    غضه نخور عزیزم ...
    خوبه ؟ 
    خوب بگو دیگه این همه چیز چیه ؟
    پاسخ:
    قطار یه وسیله نقلیه هست برای سفر که از واگن های به هم پیوسته تشکیل شده. عکسش رو میتونی توی گوگل پیدا کنی. 
    کنگره شعر جوان رویدادی است که در آن یک سری شاعر جوان که عضو دفتر شعر جوان بودند دور هم جمع میشن. 
    کنکور، یک آزمون سراسری هست که برای ورود به دانشگاه باید اون رو پشت سر بذاری. برای این آزمون میتونی رشته ی مورد نظر خودت رو انتخاب کنی.مثلا ادبیات، پزشکی، گرافیک، و موسیقی نمونه ای از این رشته ها هستن. بعضی از این رشته ها علاوه بر کنکور تئوری، کنکور عملی هم دارن. 
    موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله اصوات هست. میتونی با سرچ کردن یه نمونه ش رو پیدا کنی و گوش بدی. 
    انجمن ادبی مکانی است که یک سری علاقمندان به ادبیات در اون جمع میشن و در رابطه با اشعار یا نوشته هاشون با هم به تبادل نظر میپردازن. 
    نقاشی هنر بیان احساسات به وسیله عناصر بصریه. مثلا لبخند مونالیزا یه نمونه نقاشیه.




    پ. ن: ستارههههه من زخم خوردم چرا نمیفهمی؟ 😢😢😢
  • ستاره اردانی زاده
  • چیز دیگه ای  پیدا نکردی  بخوری؟! حالا راست رفتی  زخم  خوردی ؟
    به خاطر توضیحات متشکرم خیلی  مفید  واقعا شد  !
    پاسخ:
    خواهش میکنم :)
    ای وای چکار بدی کردی استادا به مضرابشون حساس اند...

    دیگه از اون نباید بدت بیاد!
    پاسخ:
    مرسی :/
    حالا این سری که بگذره و گذشته
    ولی سری بعد که اومدی تهران بیا همو ببینیم 
    تهران گردیم خوبه هااا خوش میگذره :))
    مزاح کردم 
    خوش بگذره و موفق باشی 
    منم هزار بار برام پیش اومده که یه نقاشی رو با هزار لایه رنگ، رنگ زدم
    منم همیشه عصبانی میشم و میگم مگه مرض داری عزیز من :))
    پاسخ:
    :))
    سارا الان که این متنتو خوندم فقط یه چیز به ذهنم رسید که بگم
    easy tiger :))
    این یه دیالوگ باحال تو فرندز بود که یه ماهه سرزبونمه به یکی بگم؛فرصتش پیش اومد:)
    حالا میتونی از منم بدت بیاد؛)
    پاسخ:
    مرسی.
    خوبم حالا. دو شب بعدش تو کنگره زدم و خیلی خوب بود و حال نمودیم.

    تو که هیش وخ منو دوس نداشتی منم همیشه ازت بدم میومده.
    ایول..
    :)))
    پاسخ:
    چرا می خندی؟

    مگه من با تو شوخی دارم؟؟
    atena aa
    به تیتر پستش نگا میکردی میدیدی سارا در اون موقعیت اصلا حوصله شوخی نداره و حسابی اخلاقش بده :| 

    در این مواقع باید بری یه کلاه اهنی بزاری سرت و تو سنگر قایم بشی و چراغ قوه انواع کمپوت و کنسرو رو همراه خودت برای مواقع ضروری ببری :|

    حتی اگه از خنده هم داری میمیری نباس شکلک خنده بزاری :||||

    حاصل تجربیات سه سال و دو سه ماه با سارا بودنه :))))
    پاسخ:
    ندا جان آبروی منو نبر اینقد

    نه به خدا من اینقد ملیح و مهربونم :))

    آزاروم نده اقه
    ها باشه تو خو راس میگی :))
    پاسخ:
    البته وقتی کسی روی سگمو بالا میاره یه خورده فرق میکنه خیلی عصبانی شکلک
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی