!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ایناش. این ساراس. همین خانم محترم که با لباس رنگی پنگی نشسته دم کلاس نقاشی و حافظ میخونه. با این قیافه عحیب غریب که معلوم نیست از چی ناراحته. اصلا ناراحته؟ یا خجالت کشیده؟ یا داره زیرلبی میخنده؟ شایدم داره فکر میکنه الآن باید چه حالتی داشته باشه. ولی باور کنین اگه از خودش بپرسین چه مرگته نمیدونه.
نه بابا! نگا به این قیافه مظلومش نکنین. کارش همینه. میشینه اونجا با یه لبخند ملیح به ملت نگاه میکنه... فک میکنی داره میگه:‌ چه مردمان نیکویی! ولی بعد... خیلی شیک و مجلسی میاد اینجا پدرشونو در میاره. خلاصه که تا میشه خودتونو دور نگه دارین. رحم نمیکنه.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

همین

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۰۲ ب.ظ
خیل وقته که چیزی ننوشتم. الآنم اصلا شرایط مناسبی برای نوشتن نیست. امتحان شیمی دارم، موقع درس دادن هم سر کلاسم نبودم و لای کتابو هم باز نکردم. طراحیامم به نسبت وقتی که براشون گذاشتم هیچ تغییری نکردن... انگاری داشتم دور خودم میچرخیدم. 
عوضش تا بخواین نشستم سه تار زدم. چقد بد بود،‌ با عذاب وجدان! به تازگی متوجه شدم هیچ کاری نیست که خیلی حال کنم با انجام دادنش و دوس داشته باشم وقتم زیاد بیاد تا بتونم اون کارو انجام بدم. وحشتناکه نه؟! به خاطر همینم چند وقته خودمو به سازم بند میکنم که یعنی خیلی باهاش حال می کنم. البته حال می کنما ولی نه انقدی که لذت بخش ترین کار زندگیم باشه.... در واقع هست ولی، نباید باشه! یعنی واقعا هیچ کار هیجان انگیز تری پیدا نمیشه؟ 
نیی دونم... :/
از یه طرف هی میگم وای کی بشه وقت اضافه بیارم... از یه طرف وقتی وقتم زیاد میاد استرس می گیرم و دستپاچه میشم! میگم همون کار داشته باشی بهتره! 

همین.اگه به نتیجه خاصی رسیدم اطلاع میدم!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۵
سارا

نظرات  (۱)

سلام عجقم
شتری؟
منم عین تو شدم
اصن هیچی نیس که باهاش حال کنم 
وااااااااای چینقده بده
منتظر نظراتت هستم جیگر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی