!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ای نوجوان، آهسته ران

!من...سارام

ایناش. این ساراس. همین خانم محترم که با لباس رنگی پنگی نشسته دم کلاس نقاشی و حافظ میخونه. با این قیافه عحیب غریب که معلوم نیست از چی ناراحته. اصلا ناراحته؟ یا خجالت کشیده؟ یا داره زیرلبی میخنده؟ شایدم داره فکر میکنه الآن باید چه حالتی داشته باشه. ولی باور کنین اگه از خودش بپرسین چه مرگته نمیدونه.
نه بابا! نگا به این قیافه مظلومش نکنین. کارش همینه. میشینه اونجا با یه لبخند ملیح به ملت نگاه میکنه... فک میکنی داره میگه:‌ چه مردمان نیکویی! ولی بعد... خیلی شیک و مجلسی میاد اینجا پدرشونو در میاره. خلاصه که تا میشه خودتونو دور نگه دارین. رحم نمیکنه.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

رهایی!

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۲۰ ب.ظ

هر روز صبح که بیدار میشم به خودم میگم وااای! دوباه بیدار شدم! یعنی چی که هر روز میخوابی، بعد دوباره باید بیدار شی؟! این همه زحمت می کشی که شب بشه، بخوابی، بعد دوباره یهو صبح میشه! چقد سخته. دلیل مشخصی هم ندارم. کلا حال دلم خوش نیس و به زور به خوشحالیای آنی بی مزه بندش میکنم. البته سالهاست که اینطوریه. کارگاه زندگی شاد متممو چند روز پیش شروع کردم... یه حس بدی داشت! دلم گرفت انگار!‌نمی دونم چرا. شاید یه این غم مزمن کمرنگ عادت کردم و دلم نمی خواد ازش جدا شم! به هر حال متممو می خونم ولی بیخیال زندگی شاد شدم...

وای چقد خوبه! حالا که آدرس اینجا رو عوض کردم احساس می کنم تو خارجم!!‌ احساس یه جور آزادی جوگیرانه ی عقده ایانه دارم! وااای چه خوبه! اتفاق خوبی بود در این ایام. البته احتمالا در آینده آشناهایی هم اینجا رو پیدا خواهند کرد ولی همین مدت آزادی رو من به فال نیک می گیرم... :) 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۲۳
سارا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی